کارمند / کارگر

کارگر کیست؟

  • یکی از شغل های قدیمی و کهن در تمامی جوامع بشری با هر دین و اعتقادی، شغل شریف کارگری است. این مسئله که کارگر مشخصاً چه شخصی است، همواره در بین قشر کارگران و کارفرمایان جای سوال بوده است.

    قانون کار نیز که در بیشتر کشورها با همین عنوان شناخته می شود، یک قانون حمایتی از قشر کارگر است که رویکرد حمایت

    حداکثری از این افراد زحمت کش در جامعه را سرلوحه قوانین خود قرار داده است.

    بر اساس قانون کار جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۶۸ شمسی از سوی مجلس شورای اسلامی و برای تنظیم روابط میان کارگران و کارفرمایان به تصویب رسیده است، حقوق و تکالیفی برای این دو قشر در نظر گرفته و با توجه به اهمیت آن، در ابتدای امر ابتدا مفهوم کارگر را مورد بررسی دقیق تر قرار خواهیم داد.

    بررسی دقیق تاریخچه واژه کارگر در جامعه ایران

    يكي از كلماتی كه همه روزه به كرات شنيده می شود و يا به نوعي استفاده می گردد، كلمه “کارگر” می باشد. جراید و روزنامه ها و ساير شبکه های اجتماعی در مورد مقام كارگران و يا وضعيت معیشتی و شغلي و ساير مسايل مربوط به آن ها مطالب مختلفی را بیان می کنند و دولتمردان کشور نيز مدعي تامين منافع و حمایت کامل از این قشر زحمتکش در جامعه هستند. اما اين “كارگران” چه افرادی هستند؟

    از دیدگاه مردم عادی، عموما كارگر به شخصی گفته مي شود كه كار يدی انجام می دهد. به عبارت بهتر و ملموس تر، در دید مردم عادی، كارگر بودن مساوی و مترادف است با انجام تلاش بدني طاقت فرسا و در اين ديدگاه هیچ تفاوتي بين کارگر خويش فرما و مزد بگير و حتي برخي از كارفرمايان متصور نیست.

    اين تعريف به جهت معین نكردن رابطه كارگر با ساير عوامل اقتصادي مثل سرمايه و يا سايرانواع كارگران، تصويري نقطه وار از كارگر ارائه می کند و در این دیدگاه كارگر فردی است كه مستقل از اينكه افراد دیگر چگونه عمل کرده و چه رابطه اي با او دارند، كار بدني و یدی انجام مي دهد.

    به اين دلیل كارگران ساختماني، كشاورزي، صنعتي و غیره به یک شکل تعريف مي شوند ولی از سوی ديگر بسياري از شاغلان كشور ما در زمرة كارگران این تعریف قرار نمي گيرند. اين تعريف مستلزم رعایت اين نکته است كه شاغلین به گروه هايي از قبيل كارگران، كارشناسان، مديران و غیره تقسيم گردند.

    لازم به توضیح است كه اين تعريف مختص توده عوام جامعه نبوده و بسیاری از کارشناسان و حتي تشكل های صنفي نيز چنين تعريفي را در عمل قبول کرده اند.

    اغلب جامعه شناسان نيز با تفكيك شاغلان بنگاه هاي بزرگ به دو گروه يقه آبی ها و يقه سفيدها، چنين نگرشي را قبول کرده و تحليل هايي بر اين مبنا ارائه نموده اند.

    اين تعريف، حداقل در جامعه ما، با نوعي تفاخر و فخرفروشی در مورد نوع كار همراه بوده و تلويحا به پست بودن کارهای يدی اشاره دارد. البته اين موضوع مي تواند ناشي از اين واقعيت نیز باشد كه نخستين شکل كارگر در جامعه ما هنگامی پا به عرصه وجود گذاشت كه هنوز باورهای قدیمی نظام ارباب رعيتي بر تمام جامعه حکم فرما بود و به اين ترتيب كارگران، بخشی از رعایای كارفرمايان به حساب می آمدند.

    از طرف ديگر فقر شدید، کمبود آگاهي و پراكندگي و عدم انسجام تشکل های کارگری مخصوصا در شهرها و همچنين صنايع كوچك، باعث شد تا كارگران پيشين به هنگام چانه زني و در ساير روابط خود با اربابان، همیشه در موضع ضعف قرار داشته باشند. در این شرایط طبيعي است كه كارگر بودن نمي توانست موجب مباهات هیچ شخصی باشد.

    از سوی ديگر اين نگرش اصطلاحات خاص خود را براي توصيف نام کارگر به همراه داشت. اصطلاحاتي مانند چهره هميشه سوخته، دستان پينه بسته، پتك كارگر، ، عضلات برآمده و تنی خسته و غیره. با این نگرش گويي فردی كه پتك ندارد كارگر نیست و يا در صورتی که بر اثر كار در اماكن مسقف چهره سوخته نداشته باشي مطمئنا تو كارگر نيستي.

    پس در چنین شرایطی معلمان، خبرنگاران، پزشکان، مهندسان و غیره را نباید در طبقه كارگران به شمار آورد. اما مطمئنا اين تعريف، تعريفي مناسب براي “واژه كارگر” نمی تواند تلقي گردد. زیرا تقريبا بیشتر مشاغل رايج در جامعه ما به نوعي با تلاش یدی و بدني همراه می باشند.

    با ايجاد تغيير در فناوري هاي رايج در مسائل اقتصادی، خیل عظیمی از شاغلان، از پزشکان گرفته تا کارمندان عادی، بوجود آمده است كه تمام آن ها با موضوع تلاش بدني و حتي آسيب های بدنی ناشي از کار مواجه هستند اما مطابق نگرش رايج در میان عموم مردم، اين شاغلان كارگر نیستند.

    کارفرما

    از ديگر ويژگي هاي اين تعريف اين است كه منجر به طبقه بندی گروه هاي شاغل در يك بنگاه می شود. برای مثال در هر كارخانه یا کارگاهی گروه هايي با عنوان كارگر، كارمند اداری، مهندس و غيره ايجاد می شود و باعث تفرقه و جدايي بين آن ها مي گردد.

    تعريف ديگري كه عملا در كشور ما براي واژه کارگر تعیین گردیده، بر طبق حيطة شموليت قانون كار است. بر اساس ماده 2 قانون كار، كارگر از لحاظ اين قانون فردی است كه به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي اعم از مزد، سهم سود، حقوق و ساير مزايا به تقاضای كارفرما كار مي كند.‎ بنابراين تعريف، كارگران گروه وسیع تري را به نسبت كارگران يدي شامل می شوند.

    اهميت اين تعريف در دو نكته نهفته شده است: اول اين كه كارگر را نه بر اساس نوع فعالیتی كه انجام مي دهد، بلكه بر طبق نوع رابطه اي كه با محصول كار خود دارد تعريف مي نمایند اما متاسفانه اين قانون بر سرتاسر اقتصاد حاكم نیست و به موازات اين قانون، قانون استخدام كشوري نيز اجرا می گردد. لذا در كشور ما از منظر قانوني حداقل دو گروه از مزد بگيران وجود دارند:

    • كارگران
    • كارمندان دولت

    بر اين اساس حتي اشخاصی كه براي كارفرماي واحدي مثل دولت كار مي كنند يكسان نیستند و بر مبناي نوع استخدام (رسمي، قراردادي و…) داراي وظايف و حقوق متفاوتي هستند.

    به اين ترتيب اين تعريف از كارگر (مشمول قانون كار) عملا باعث ايجاد نوع جديدي از تبعيض در جامعه مي گردد. تفاوت هایی همچون سابقه كار لازم براي بازنشستگي زنان كارمند و كارگر، احتساب دوران خدمت زير پرچم در دوره كار و يا امنيت شغلي و موارد مختلف دیگر از جمله اين تفاوت هاست.

    گستردگي اين تفاوت ها به حدی زياد است كه استخدام در دستگاه های دولتی به نوعي امتياز و افتخار مسلم مبدل گردیده و هر روز شاهد تلاش جمع كثيري از مردم هستيم كه خواهان بهره مندي از اين امتيازات مي باشند.

    يكي از دلايل گسترش اين امتيازات، منافع مستقيم و يا غير مستقيم مسئولین دولتي و دولتمداران است که خود نيز جز كارمندان دولت محسوب می شوند. لذا همیشه تصميم گيري ها به شکلی است كه كمترين فشار و در مقابل بيشترين منافع متوجه كارمندان دولت گردد.

    از طرف ديگر نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه همیشه مديران كمترين هزينه را در قبال تصميمات خود پرداخت می کنند.

    البته پیشنهاد می گردد به دلیل جوانب متعدد و بعضا پیچیده مسائل مربوط به قانون کار، خصوصا حقوق کارگران، لطفا قبل از هرگونه طرح دعوا یا دفاع از ادعاهای انتصابی، اطلاعات کامل و مورد نیاز خود را در این خصوص کسب نمایید.

    واژه کارگر در مفهوم لغوی به چه معنایی به کار رفته است؟

    در لغت کارگر به معنای کار کننده است و خود کلمه کار یک مفهوم کلی بوده که می تواند هر عمل یا فعالیتی را در بر بگیرد. در تعریف و اصطلاح عرفی، کارگر به فردی اطلاق می شود که در کارگاه یا کارخانه یا محلی که عموما محل کار نامیده می شود، به صورت منظم فعالیتی را انجام می دهد.

    منظور از منظم اشاره به این نکته دارد که برای انجام آن فعالیت چه از حیث زمان و چه جنبه های دیگر، نظم خاصی حکم فرما می باشد. مثل روزمزد یا ماه مزد یا کار بصورت پروژه ای و یا پاره وقت و تمام وقت و… .

    در حقیقت، معنای کارگر در کنار مفهوم کارفرما و کارگاه معنا پیدا می کند. در عرف کارفرما هم شخصی است که وسایل کار و سرمایه یک اداره یا موسسه تولیدی یا خدماتی را در اختیار دارد ولی برای ادامه خدمات یا تولید کالا، باید از نیروی کار دیگران استفاده کند و کارگاه محلی است که کارگر به درخواست کارفرما در آنجا به فعالیت مشغول است.

    کارگر نیز اینگونه تعریف می گردد که به فردی که به هر عنوان به درخواست کارفرما در قبال دریافت مزد کار می‌کند کارگر گفته می شود. بنابراین ملاک اطلاق واژه کارگر به شخص، دریافت مزد و تبعیت از دستور دیگری است.

    واژه کارگر در قانون کار به چه معنایی است؟

    براساس ماده دو قانون کار، کارگر از لحاظ قانون کار شخصی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما به فعالیت مشغول است.

    کار ساختمانی

    در قوانین کار یک کارگر باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟

    برای این که بدانیم از منظر قانونی دقیقا  یک کارگر به چه فردی اطلاق می شود، باید بدانیم کسی به عنوان کارگر تحت حمایت قانون کار است باید دارای چه ویژگی های باشد. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت:

    کارگر باید شخص حقیقی باشد

    مطابق با قانون کار، با دو نوع شخصیت روبرو می باشیم. شخص حقوقی و شخص حقیقی. منظور از شخص حقیقی یک فرد انسانی است که در واقع هر فردی در هر جامعه حائز یک شخصیت حقیقی است.

    علاوه بر اشخاص حقیقی در هر جامعه ، افراد دیگری هم مثل گروه ها، جمعیت ها، موسسات، نهادها، سازمان ها و غیره وجود دارند که می توانند طرف حق یا هر تعهدی قرار بگیرند.

    این اشخاص را اشخاص حقوقی نام گذاشته اند. این اشخاص وجود طبیعی یا فیزیکی ندارند و دارای موجودیتی فرضی و اعتباری هستند. در واقع شخص حقوقی نتیجه فعالیت هایی است که به موجب قانون و از جمع شدن دو یا چند شخص حقیقی ایجاد می گردد.

    اشخاص حقوقی نیز همانند اشخاص حقیقی دارای حقوق، وظایف، تکالیف و اموالی می باشند که عملا از اموال و حقوق و دارایی های اشخاصی که آن شخصیت را تشکیل می دهند کاملا جدا هستند و دارای تمامی حقوق و تکالیفی هستند که قانون برای اشخاص حقیقی به رسمیت شناخته است اما ویژگی هایی که ذاتاً مربوط به طبیعت، فطرت و سرشت انسانی است و مختص انسان است از این مقوله خارج است. مثل حقوق و وظایف پدری و پسری.

    کارگر باید از کارفرما حق السعی دریافت کند

    کارگر در قبال کار و فعالیتی که انجام می دهد باید، دستمزد، حقوق و مزایا دریافت کند و قرارداد کار، قراردادی کتبی یا شفاهی است که در آن انجام کار در عوض دریافت مزد انجام می گیرد. این عوض گاهی ممکن است صرفاً پول نباشد و در عوض انجام کار چیز دیگری به کارگر پرداخت گردد اما در صورتی که کار مجانی باشد، شخص از نظر قانون کارگر محسوب نخواهد شد.

    کارگر باید تبعیت کاری از کارفرما داشته باشد

    کارگران در حدود موضوع کار باید تابع کارفرمای خود باشند. یعنی در کلیه مسائل کاری باید از کارفرما تبعیت نمایند و کسی که به طور مستقل و برای خودش کار می کند را نباید کارگر به شمار آورد.

    کارگر باید تبعیت حقوقی از کارفرما داشته باشد

    باید بین کارگر و کارفرما یک رابطه حقوقی برقرار باشد. رابطه حقوقی به این معنا است که طرفین به موجب قرارداد با یکدیگر همکاری های لازم را می نمایند و به موجب همین قرارداد نیز، کارگر از کارفرما و یا از نماینده کارفرما دستور می گیرد.

    کارگر باید تبعیت اقتصادی از کارفرما داشته باشد

    كارگر علاوه بر تبعیت حقوقی از کارفرما، از لحاظ اقتصادی نیز تابع كارفرما می باشد. لذا افرادی كه در مؤسسات غیرانتفاعی مشغول فعالیت و کار هستند، در صورتی که در مقابل كار خود، مزدی دریافت نكنند، كارگر محسوب نخواهند شد.

    آیا همه بیمه‌ شدگان قانون تأمین اجتماعی کارگر محسوب می شوند؟

    با توجه به قوانین کار، کلیه افرادی که مشمول این قانون قرار دارند، الزاماً باید تحت پوشش مقررات قانون تامین اجتماعی نیز قرار بگیرند. اما همه افرادی که در شمول قانون تأمین اجتماعی قرار دارند، لزوماً نمی توان همه آن ها را مشمول قانون کار دانست.

    چه مدارکی برای طرح دعوا کارگران در مراجع قانونی اداره کار مورد نیاز است؟

    همانگونه که در ابتدای مطالب ذکر شد کلیه اسناد و مدارکی که دلالت بر وجود رابطه کارگری دارد، از جمله گزارش اداره بیمه تامین اجتماعی، سند قرارداد و یا هر دلیل و مدرکی که دلالت بر وجود این رابطه داشته باشد باید به پیوست، ضمیمه پرونده گردد.

    در طرح دعوا یا هر ادعایی، شما باید تمامی مدارک و مستنداتی را که دلالت برحقانیتتان دارد، در صورت نیاز به دادگاه ارائه کنید و آن ها را به همراه لایحه دفاعیه حتما ضمیمه پرونده‌ نمایید.

    توجه داشته باشید که بر اساس قانون، برای اثبات هر دعوایی از سند، اقرار، شهادت، قسامه و سوگند می توان استفاده کرد هر چند علم و آگاهی کارکنان رسیدگی کننده در مراجع کار نیز در بسیاری از پرونده ها بی تاثیر نیست. البته انجام یک مشاوره خوب و متناسب با مسیر دعوای پیش بینی شده، می تواند استفاده از ادله و راهکار منطقی تری را برای شما مشخص نماید.

    کارفرما

    طرح و پیگیری دعوا یا دفاع از حقوق کارگر در مراجع قضایی اداره کار، چقدر زمان می‌ برد؟

    در صورت اثبات ادعاهای انتصابی در جریان پرونده های اداره کار، می توان عنوان کرد که طرح دعوا در مسائل مربوط به روابط کارگر و کارفرما نیز کمی زمانبر است و با عنایت به مراحل مختلف رسیدگی به این دعاوی از جمله مرحله هیات تشخیص، هیات حل اختلاف و مرحله تجدیدنظر در دیوان عدالت اداری، می توان گفت که تخمین زمان شروع و خاتمه طرح شکایت به هیچ وجه قابل پیش بینی دقیق نیست و رسیدگی به دلایل کارگران و کارفرمایان، احتمال زمان بر شدن آن را افزایش می دهد. بنابراین نمی‌توان زمان مشخصی را بیان کرد.

    البته همانگونه که قبلا نیز ذکر شد، پیشگویی زمان در پرونده های حقوقی و کیفری در هر زمینه ای، در اغلب مواقع کاملا دقیق نیست ولی مطمئنا کارشناسان و وکلای شاغل در این حوزه قوانین اداره کار، با تجربه ای که در پیگیری و انجام پرونده های مختلف در این مقوله کسب نموده اند، می توانند بهترین و سریع ترین مسیر را برای شما انتخاب نمایند.

    برای جلوگیری از رد درخواست خود در مراجع قضایی اداره کار، می توانید قبل از طرح آن، حتما با مشورت گرفتن از یک وکیل کیفری در حوزه فعالیت فوق، مسیر موفقیت پرونده خود را بررسی نمایید.

    آیا طرح دعوا در موضوعات روابط کارگر و کارفرمایان نیاز به استفاده از خدمات وکیل دارد؟

    به کرات اشاره کرده ایم هر موضوع حقوقی یا کیفری و همچنین مسائل مربوط به روابط کارگران و کارفرمایان، حتی اگر از دیدگاه برخی افراد موضوعات پیش پا افتاده ای باشد، پیچیدگی های خاص خود را از منظر یک حقوقداندان است، که موضوع دعاوی کارگران و کارفرمایان نیز از آن مستثنی نیست.

    طرح دعوا در مسایل مربوط به روابط کارگران و کارفرمایان دارای قوانین و مقررات خاصی است که اشخاص عادی اطلاعات بسیار اندکی در مورد آن‌ ها دارند.

    مشاوران و وکلای دادگستری افرادی هستند که در این زمینه، دارای بینش، تخصص و آگاهی کاملی بوده و می توانند در رسیدگی به این نوع پرونده ها، خصوصا موضوعات اشاره شده، گره گشای موکل خود باشند.

    اگر می خواهید طرح دعوا یا دفاع شما در خصوص موارد یاد شده به نتیجه مطلوبی برسد و حقوق از دست رفته تان را به دست آورید، به شما توصیه می کنیم که با یک وکیل مجرب در این حوزه حتما مشورت کنید.

    اغلب بعضی از مسائل پیش می آید که شاید از نظر شما عادی جلوه کند ولی برعکس، بسیار مهم هستند و می توانند در روند پرونده تاثیر گذار باشند. وکیل با تجربه و صادق می تواند شما را در خصوص موارد یاد شده، آگاه نماید.

    همچنین وکلای دادگستری قادرند در مورد کم و کیف و نحوه تنظیم شکایت یا لایحه دفاعیه، شما را راهنمایی کنند و می تواند بررسی نمایند که آیا ادله و مدارک کافی برای دفاع از شکایت، از سوی شما ارائه شده است یا خیر؟ علاوه بر آن وکلای مجرب و متخصص قادرند نتیجه احتمالی دعوا شما را  تا حدودی پیش بینی نمایند و در روند رسیدگی و تسریع آن، نقش موثر و مثبتی ایفا کنند.

    نحوه تنظیم دادخواست و پشتیبانی به چه صورت خواهد بود؟

    در پرونده ها مختلف کار دیده شده که خواهان پرونده بعد از پرداخت تمام هزینه ها، به دلیل نقص در مدارک یا عدم توجه به محتویات پرونده برای ارائه استدلالهای قوی چه در مقام دفاع و چه در مقام مطالبه حق، دادخواستش با قرار رد مواجه و علاوه بر هدر رفت هزینه، زمان زیادی را نیز صرف فعالیتی بیهوده نموده است.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    دکمه بازگشت به بالا